For Better Performance Please Use Chrome or Firefox Web Browser

نظامهاي مديريت منابع آب: پايداري گذشته و مشكلات كنوني + pdf

نظام هاي مديريت منابع آب: پايداري گذشته و مشكلات كنوني

 

همايش بين المللي دانش سنتي مديريت منابع آب

 

يزد

محل برگزاری: مركز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آبي 

 

2 تا 4 اسفند ماه 1390

 

 

چكيده

 

آب به عنوان يك عامل محدودكننده در شكل دهي و تكوين فرهنگ و تمدن ايراني، نقش تعيين كننده اي داشته است. اسناد تاريخي نشان مي دهد كه پيشينه‌ي تقسيم و بهره‌برداري از آب زاينده‌رود به درازاي تاريخ تمدن جلگه‌ي اصفهان است. تقسيم عادلانه ي آب در مناطق خشك منجر به خلق نظام هاي مديريتي سنتي آبياري متناسب با ويژگي هاي محلي شده است. در واقع از زماني كه جمعيت اسكان‌يافته در اين حوضه رو به فزوني نهاد، مردم براي خود حقابه تعيين كردند و با شاخه شاخه‌كردن آب به نهرهاي بزرگ و كوچك، سهم همه ذينفعان به طور دقيق مشخص شد. در تقسيم و توزيع آب، مشاركت سازمان يافته ي مردم در مديريت رودخانه اساس كار بوده، مديريت آب را معتمدين، خبرگان محلي و صاحبان حقابه در اختيار داشته اند. انتخاب اينان نيز پيوسته از طريق انتخاب اصلح انجام مي شده؛ «ميراب» مديريت آب سراسر رودخانه، «سركشيك» يا «مادي سالار» مديريت نهرهاي بزرگ و «سرجوي» مديريت نهرهاي كوچك را بر عهده داشته اند. هدف نوشتار حاضر ارزيابي مقايسه اي نظام مديريت آبياري در دو شكل قديم و جديد آن است. اطلاعات مورد نياز اين مطالعه از سه طريق مشاهده مستقيم، مطالعه كتابخانه اي و بررسي ميداني در شرق حوزه آبخيز زاينده رود و از 217 كشاورزي كه از طريق نمونه گيري طبقه اي انتخاب شدند، به دست آمد. نتايج بررسي نشان مي دهد كه برخلاف مديريت مردمي و بسيار كارآمد آب در گذشته، بسترهاي مورد نياز براي برپايي فعاليت هاي مردمي در قالب تشكل هاي آب بري به شكلي امروزين، فراهم نشده است. نتايج اين مطالعه ميداني مويد اين است كه سطح آگاهي كشاورزان از چرايي و چگونگي تاسيس اين تشكل ها درحد بسيار كم بوده، حتي به كارگيري نادرست و ناقص مشوق هاي اقتصادي نيز نه تنها ثمري در برانگيختن بهره برداران براي برپايي اين تشكل ها نداشته است كه در مواردي حتي به عامل بازدارنده اي در برپايي آن ها نيز بدل شده است. به دليل مشاركت و حضور ناچيز بهره برداران در عرصه هاي تصميم گيري و اجرا، و به ويژه در نبود برنامه اي روشن براي مشاركت آن ها در تخصيص حقابه ها، همكاري و همدلي مخاطبان اين برنامه ها درسطحي بسيار نازل اندازه گيري شده است. بدين سبب است كه مشاهده مي شود تشكل هاي آب بري حتي در انجام كوچكترين وظيفه شان كه توزيع آب است هم ناكام مانده، به دليل ضعف آگاهي و نبود نيرويي خودجوش و برخاسته از كشاورزان، بستر مناسبي براي اين ذهنيت غلط كه دولت بايد پيوسته قيم و اداره كننده تشكل هاي مردمي باشد، به شدت رشد يافته است. و اين چنين است كه در رقابت بين دو بخش اقتصادي صنعت و كشاورزي براي استفاده هر چه بيشتر از آب در اين سال هاي خشك، بخش كشاورزي به شدت مغبون شده، بيكاري كشاورزان و مهاجرت آن ها براي جستجوي لقمه اي نان، از حساب به در شده است


كلمات كليدي

مديريت سنتي منابع آب؛ مشاركت خود خواسته؛ انجمن آب بران؛ رودخانه زاينده رود

 

همايش
ماه: 
February
سال: 
1390